ادبی
وبلاگ "رهروان ولایت" نوشت:

عید فطر؛ جشنی برای رهایی

روز عید فطر، خاطره لحظه افطار در ماه مبارک رمضان، با شور و شعف دیگری تازه می‌شود. این بار امّا، پس از اتمام یک ماه کلاس تقویت بندگی، همه مؤمنین دور هم جمع شده و جشن پاکی از آلودگی‌ها را برپا می‌کنند
وبلاگ "بچه زرنگ" نوشت:

باز هم ماچ و موچ

باز هم خداحافظی! من احتمال میدم بند نافم رو با رمز "خداحافظ" و دقیقا در لحظه ی ماچ و موچ و گریه و زاریِ خداحافظی بریدند! باور کنید. من تو قنداق بودم که از فک و فامیل خداحافظی کردیم و رفتیم قم با همون ماچ و موچ و گریه و زاری!
وبلاگ "نوشته های یک پسر قمی" نوشت:

آماده کن اراده ات را ... أللّهمّ أهلَ الکِبریاءِ و العَظَمَه

بعضی روزها هوا غبارآلود است و تشخیص افق سخت ! می توانی از ستاره های آسمان قلبت کمک بگیری ! آماده کن اراده ات را ... بانگ اذان صبح به زودی طنین انداز خواهد شد و دستان ما درکنار هم به سوی آسمان خواهد رفت ... أللّهمّ أهلَ الکِبریاءِ و العَظَمَه
مداحی حماسی و عدالتخواهانه میثم مطیعی در روز عید فطر 96

سخن از صلح بگو، اسلحه را هم بردار! + دانلود صوت

سخن از صلح بگو، اسلحه را هم بردار! راه ما راه حسین است و به خون روشن شد تکیه بر تیغ زد آن دم که جهان دشمن شد دل به لبخندش اگر باخته ای، باخته ای! گر ز اخمش سپر انداخته ای باخته ای!
وبلاگ "ملازمان حرم" نوشت:

فراخوان ارسال اطلاعات شهدای مدافع حرم برای ثبت در گنجینه شهدا

فراخوان ارسال اطلاعات شهدای مدافع حرم برای ثبت در گنجینه شهدا اطلاعات شامل : زندگی نامه ، تصاویر ، کلیپ و فیلم ، خاطرات
وبلاگ "سیاست روز" نوشت:

داعش سلاحش زودتر از عقلش کار می کند

وش نکردند گفتند ما آنگولاساکسونیم چون تاجر رقصیم از دوستانِ فراماسونیم ایرانیان گفتند آل سعود مریضانِ پُر مرض اند که با اسرائیلیانِ بی مقدار در یک طرف اند
وبلاگ «علمدار آرت» نوشت:

پوستر/ علی ولی الله

بر مخزن غیب, باب مفتوح, علیست گیتی همه کشتی و در او نوح, علیست
وبلاگ "منبت" نوشت:

طواف خسته دلی کن که کعبه خود سنگی است

چنین به گوش پیمبر بگفت جبرائیل / طواف خسته دلی کن که کعبه خود سنگی است
ایستاگرام "قطعه 26" نوشت:

داستان/ پیرمرد و مادر

هنوز یکی از شرت‌هایم «مامان‌دوز» است و واقعا هم کار مادرم که عجب زنی بود! ببینم! تو مادر داری، روغن‌نباتی؟! کاش جای این عصا، دستم در دست مادرم بود! تو اصلا نمی‌فهمی من دارم چه می‌گویم! من خود خود موزه‌ام! و به ولای علی، روزه‌ام!
وبلاگ "انعکاس" نوشت:

ماه شاهزادگی

قصه ما ادمهاست،آدمهایی که مرغ باغ ملکوت بودیم و به این خاکدان دنیا آورده شدیم و با وسوسه شیطان ،به گدایی این دنیا افتادیم دلمان خوش شد ،به دست دراز کردن پیش دنیا و گداییِ پست و مقام و شهوت و شهرت و ماشین و خانه .... شیطان وسوسه کرد و ما را به کارهای وا داشت که هرگز در شان یک شاهزاده نبود
وبلاگ "انتظار" نوشت:

راستی، مسلمانی ما چه کم دارد؟!

چه حاصل اگر شب قدر را به عبادت سر کنی و از حقیقت شب قدر؛ فاطمه (سلام الله علیها) در کوچه دفاعی نکنی؟! چه فایده اگر شب زنده دار باشی و ولی زمانت را تنها گذاری؟!
کانال تلگرامی "تبیان رسانه ی زندگی" نوشت:

داستان جریح عابد

دعا کرد و از طفل پرسید پدر تو کیست؟ آن طفل به قدرت الهی به سخن آمد و گفت: از فلان قبیله، فلان چوپان پدرم است. جریح بعد از این قضیه از مرگ نجات پیدا کرد و سوگند خورد که هیچگاه از مادر خود جدا نشود و او را خدمت کند.
کانال تلگرامی "صرفاً جهت اطلاع" نوشت:

جرج جرداق و یک داستان واقعی

ﺟﺮﺝ ﺟﺮﺩﺍﻕ ﺗﺎ ﺁﺧﺮ ﻋﻤﺮﺵ ﻣﻮﻓﻖ ﺷﺪ ۲۰۰ ﺑﺎﺭ ﻧﻬﺞ ﺍﻟﺒﻼﻏﻪ ﺭﺍ ﺑﺨﻮﺍﻧﺪ. ﺍﻣﺎ ﻣﺎ شیعیان ﺗﺎﮐﻨﻮﻥ ﭼﻨﺪ ﺑﺎﺭ ﻧﻬﺞ ﺍﻟﺒﻼﻏﻪ ﺭﺍ ﺧﻮﺍﻧﺪﻩ ﺍﯾﻢ ؟؟ ﯾﮑﺒﺎﺭ ؟؟ ﯾﮏ ﺧﻄﺒﻪ ؟؟ ﺁﯾﺎ ﻣﻮﻻﯾﻤﺎﻥ ﺭﺍ خوب می شناسیم ؟؟
وبلاگ "گمگشته" نوشت:

شعر/ آقا صفرم آقا صفر

یک من یکتا خدای، دین حق چه باصفای / دوی من دولت یار، دشمنش ذلت و خوار
وب سایت «راه دانا» نوشت:

ما خیلی وقتا حالمون خوب نیس...

آدم هایی که می‌خوان تو هر دو تا قایق باشن، کارشون مثل راننده خودرویی می مونه که هم راهنما به چپ می زنه هم به راست! و پشت سریه حتما می‌فهمه حال راننده خوب نیست. ما هم خیلی وقتا حالمون خوب نیست! شاید دلیلش آن باشه که نمی خواهیم همرنگ جماعت بشیم.
وبلاگ "انعکاس" نوشت:

آرزو کن روزه دار

میلیاردری به کودکش گفت: میخواهم تو را به آرزوهایت برسانم،آرزو کن،پسرک فکری کرد و آرزوی ماشین کوکی کرد، پدرش به او گفت می خواهی برایت یک ماشین واقعی آخرین سیستم بخرم؟ پسر در پاسخ همه این آرزوها گفت : نه !من همان ماشین کوکی را می خواهم
سایت "آپارات" نوشت:

شعری برای مدافعان حرم که هر بیتش یک آفرین از رهبری گرفت

امام خامنه ای نیز برای هریک از بیت های این شعر به آقای شفیعی یک آفرین گفتند
سایت"تبیان" نوشت:

حاء سین نون

حاء... سین... نون... و لخته خونی در تشت. فرستاده‌ای به تاخت از شام تا مدینه می‌آید. به تاریکی شب بر اسب و هنگام آفتاب، خزیده زیر سایه‌ای. منزل به منزل، مرکب رها می‌کند و مادیانی تازه نفس و باز به تاخت تا مدینه... فرستاده شام را نه کسی می‌بیند و نه می‌شناسد. تنها دو کس با او دیدار می‌کنند... معاویه در شام
کانال تلگرامی "آن سوی سیاست" نوشت:

آهای خواهر رقصنده در کف خیابان اندرزگو / آهای برادر رقصنده در خیابان جردن

دیروز چرا متحد نبودید؟ پاسدار و بسیجی خوب است اما برای سپر بلا بودن؟ گوشتِ قربانی نمیخواهید؟ تعارف نکنید تا دلتان بخواهد هست
بیشتر
آخرین مطالب
آرشیو