امروز دوباره بغض مردی بشکست
کانال تلگرامی "افسران جوان جنگ نرم" نوشت:

امروز دوباره بغض مردی بشکست

یک مرد نبرد اگر که همرزمش را / در آتش و خون رها نماید سخت است
بیشتر
وبلگ "حدیث عشق" نوشت:

حمایت خدا در شب عملیات

دورهم به نقل از وبلاگ شهرخوبان نوشت:

محرم ، هنگامه نالیدن و بالیدن

دورهم به نقل از وبلاگ قادرون نوشت

از مطالعه مقاتل معتبر کربلا غافل نشویم

وبلاگ «ناگفته ها» نوشت:

کوفه میا حسین جان کوفی وفا نداره

ادبی
وبلاگ "هیأت مجازی کتاب" نوشت:

بخارای من ایل من

سایت وبلاگی صدای دریا نوشت:

سروده شاعر مینابی در پی حادثه پلاسکو

حادثه‌ی ساختمان پلاسکو تهران که احساسات بسیاری از هموطنان و همشهریان را برانگیخت، شعرهایی آفرید که به‌نوعی مرثیه و منقبت عزیزان آتش‌نشانی است که با رفتن خود ایثار را دوباره ثبت کردند.
وبلاگ "محبان مهدی (عج)" نوشت:

فقط یـک جمله برای امـام زمـان(عج) بنویس

خبر آمد خبری نیست هنوز،از غم دوری دلدار بسوز،باید این جمعه بیاید باید،من دگر خسته شدم از شاید. اللهم عجل لولیک الفرج
وبلاگ "عروة‌الوثقی" نوشت:

قاتل عمل، گفتار است

بگذاریم که عمل ها و اقدامات درباره انسان ها صحبت کنند و شما سکوت کنید که آدمی فرزند همت و عمل خویش است.
وبلاگ "افراطی" نوشت:

بلاهت اقتاصادی

بهش گفتیم تو این وضعیت بجای اینکه فکر جای خواب موقت برای خوار مادرت باشی رفتی مداد رنگی خریدی. گفت آخر نداشتم! حکایت مملکت داری این روزهای ما نیز اینگونه است
سایت وبلاگی "نوبت شما" نوشت:

رسم شهداء در پذیرش شنیده ها و نحوه قضاوت و صدور حکم

ابراهیم در پایان صحبت ها گفت: ببین عزیز من، این حکم انفصال از خدمت شماست. آقای رئیس یکدفعه جا خورد. آب دهانش را فرو داد. بعد با تعجّب به ما نگاه کرد. ابراهیم لبخندی زد و نامه را پاره کرد. بعد گفت: دوست عزیز به حرف های من فکر کن. بعد خدا حافظی کردیم. سوار موتور شدیم و راه افتادیم.
وبلاگ "به کجا چنین شتابان" نوشت:

پارانویای زنانه آزار جنسی

انم ها در پیاده رو وقتی عرض معبر کم باشد هیچ گاه کنار نمی روند و حق مسلم خود می دانند که مردها با کنار کشیدن برای آنها راه باز کنند. اگر احتمالا شما به آنها راه ندهید به مزاحمت محکومید. عموم جامعه نیز بدون کسب ادله کافی مردان را محکوم می کنند و عامل مزاحمت می دانند.
دورهم به نقل از وبلاگ قدس نوشت:

مردم داری به سبک آیت الله حائری

....حاج شیخ صدایم زد و فرمود، شیخ علی با چه کسی صحبت می‌کردی؟ جریان را گفتم فرمود؛ اگر فردای قیامت خدا از تو سوال کندکه شیخ علی تو در خانه گرم و در کنار کرسی نشسته بودی و زنی نیازمند، در خانه آمد و تو جوابش کردی چه می‌گویی؟ اگر از من هم سوال کند من هم نمی‌توانم جواب بدهم.
محمود دولت آبادی

جای خالی سَلوچ

داستان کتاب جریانات زندگی یک خانواده روستایی را به تصویر می کشد. نقش اصلی کتاب یک زن است که مادر خانه است ؛ جریانات زندگی اش در برخی موارد مرا هیجان زده و گاهی هم عصبانی کرد.
وبلاگ مکتب الشهداء بندرعباس نوشت:

وصیت نامه شهدای هرمزگان

رهبر فرزانه انقلاب، بارها در بیاناتشان به این نکته اشاره داشته اند که «وصیت نامه شهدا را بخوانید…» این توصیه در کلام گهربار حضرت امام خمینی(ره) نیز دیده می شود. در این مجال فرصتی دست داده تا با هم مروری داشته باشیم بر گزیده ای از صد وصیت نامه به سبک نظر شما می رسانیم.
وبلاگ "بچه های مسجد الزهراء" نوشت:

زندگی به سبک شهدا

بعد از احوال‌پرسی و چاق‌سلامتی صحبت کشید به حج او و اینکه چه کارهایی کرده و چه آورده و نیاورده. می‌خواستم از تلویزیون رنگی بپرسم، خودش گفت: «از وسایلی که حق خریدنش را داشتم، فقط یک تلویزیون رنگی آوردم»
وبلاگ "فرهنگ حجاب اسلامی" نوشت:

اعتقادتان را چند می فروشید؟

من مشغول خودم بودم در حالی که داشتم تمام اسلام را به بیست پنی می فروختم...
وبلاگ "هر حرفی از هر دری" نوشت:

نماز در جاده (داستانک)

خورشید در حال جمع کردن بساط کسب وکارش بود که به شهر حاجی آباد استان هرمزگان رسیدیم. از صبح زود پشت فرمان نشسته بودم و فرمان بیچاره راچنان محکم بغل گرفته بودم که دستانم خیس عرق شده بودند.هراز گاهی که دست نوازش به سردنده ماشین می کشیدم ، فرمان ماشین از روی حسادت به لرزش می افتاد ، فوراَ فرمان را بغل می کردم تا خیالش راحت شود.
وبلاگ "معبر جوان عاشورایی" نوشت:

آنچه که امروز اسلام را پیش برده، ایمان ملت ماست

در واقع قدرت ما به پول و سلاح و نفت نیست بلکه انچه که امروز اسلام را پیش برده است ایمان ملت ماست "این مردم با اتکا به خدای متعال انقلاب کردند پیروز شدند و هر مانع دیگری را با قدرت ایمانشان از سر راه خواهند برداشت.
وبلاگ "عروة‌ الوثقی" نوشت:

به یاد دست‌های بسته غواصان شهید

بامداد 4 دی سال 65 غواصان به آب زدند ولیچهارم دی ماه ۶۵ بود که به آب زدند و بعد سی سال با دستان بسته بازگشتند... نمی‌دانستند عملیات لو رفته...
وبلاگ "حدیث عشق" نوشت:

توبه دزد

یکی از علماء از کربلا و نجف برمی گشت ولی در راه برگشت در اطراف کرمانشاه و همدان گرفتار دزدان شده و هر چه او و رفقایش داشتند، همه را سارقین غارت نمودند.
وبلاگ "حدیث عشق" نوشت:

مگه می ترسی؟

باهمان آرامش قبلی اش گفت: لاحول و لا قوه الا بالله،به حرکتت ادامه بده. نگاهی به حاجی انداختم، دیدم آرام و بی خیال نشسته و هیچ استرسی در چهره اش مشاهده نمی شود. من هم از آن اتکا به خدای بسیار زیادی که داشت، روحیه گرفتم و به راهم ادامه دادم.
بیشتر
آخرین مطالب
آرشیو