«حضور مردم در صحنه» از ارکان حیات اجتماعی جمهوری اسلامی است. اما «حضور مردم در صحنه یعنی دقیقا کجا»؟
 
این روزها دو مثال بیشتر نداریم: انتخابات و راهپیمایی‌ها. 
 
اما آیا حضور مردم در صحنه، فقط همین دو مورد است؟
 
اساسا آیا مردم می‌توانند از مسیری جز انتخابات در حکمرانی مشارکت کنند؟ 
 
آیا مشارکت صرفا به معنی اعلام نظر است یا می‌تواند کمک حکومت در انجام فعالیت‌هایش باشد؟
 
تکنولوژی، زیست فردی و اجتماعی ما دگرگون کرده است. مفاهیمی مثل جمع‌سپاری دست‌مایه‌ی تغییر رویکردهایی جدی در عرصه‌های مختلف، از کسب‌وکار تا حکمرانی شده است. آیا وقت آن نرسیده جمهوری اسلامی به فکر استفاده و مدیریت درست و هدفمند از تکنولوژی در ترکیب با قدرت مردم برای تحقق اهدافش باشد؟
 
 
هافینگتون پست در Nobody Is Smarter or Faster Than Everybody به بررسی این رویکرد و نقش آن در مدیریت سازمان‌های مختلف پرداخته است. 
 
در بخشی از این نوشته می‌خوانیم:
 
Until recently, the notion that nobody is smarter or faster than everybody has been little more than a nice-sounding platitude that no one really believed. After all, unless you were one of the few who attended Montessori schools—which Google co-founders Larry Page and Sergey Brin did—most of us were reared in an educational system that worshipped at the altar of individual intelligence. From grade school through college, our academic success was measured by individual grades not our contributions to teams of mutual learners. We learned to compete rather than to collaborate with our fellow students. In fact, what enlightened companies call collaboration is considered cheating in most academic settings.
 
 

ارتباط مردم و حکومت، حتی حکومت و مردم با هم قطع است. تنها کسی که ارتباطی با مردم و چهار کلام حرفِ حساب دارد، رهبری است. آیا نمی‌توان با استفاده‌ از فناوری‌های نوین، مشکل ارتباط مردم و حاکمیت را حل کرد؟

 

آیا نظریات جدید حکمرانی که مردم را در انجام فعالیت‌های ریز و درشت مملکت مشارکت می دهند، در کشور ما اجرایی خواهند شد؟