شناسه خبر: 25193   
تاریخ انتشار: 1396/05/22 09:15
وبلاگ "مرکز اسلامی هامبورگ" نوشت:
نشانه های علاقه و لطف خداوند به بنده های مومن
نشانه های علاقه و لطف خداوند به بنده های مومن
شروع و آغاز محبت از جانب خداست زیرا او آفریدگان خود علی الخصوص انسان را بسیار دوست دارد و بلکه دوستی اش نسبت به انسان از آن جهت که شایستگی حمل امانت بزرگ الهی را به او عطاء کرده است

به گزارش باشگاه وبلاگ نویسان ایرانی حرف تو وبلاگ "مرکز اسلامی هامبورگ" نوشت:

 

بسمه تعالی
 
در بحث های پیشین روشن شد که شروع و آغاز محبت از جانب خداست زیرا او آفریدگان خود علی الخصوص انسان را بسیار دوست دارد و بلکه دوستی اش نسبت به انسان از آن جهت که شایستگی حمل امانت بزرگ الهی را به او عطاء کرده است ، ویژه خواهد بود . به همین جهت است که محبت خدا به بندگانش ظهور و بروز بیشتری پیدا می کند و به واسطه لطف و عنایت خدای متعال است که بنده توفیق پیدا می کند که در مسیر هدایت الهی قرار گیرد و اعمال صالح را به انجام رساند . [1]
با این مقدمه برخی از نشانه هایی را که بزرگان برای محبت خدا نسبت به بندگان یادآور شده اند را مورد اشاره قرار می دهیم:
 
 
1.      بنده ، خدا را دوست می دارد ، همان گونه که خدا بنده را دوست می دارد .
 
 
2.      خدا بنده اش را محبوب دوستانش می کند . وقتی محبت خدای متعال در قلب بندهء صالحش قرار می گیرد ، آن را تلطیف می کند و خدا از حسن و جمال خود نوری بر آن بنده می پوشاند که قلوب مؤمنان جذب آن می شود .
 
3.      بنده اش را در امر طاعت موفق می گرداند .[3]
 
4.      سنگینی خدمت را از بنده بر می دارد .
 
5.      به قدر نیاز به بنده عطاء می کند . [4]
 
6.      بلای بنده را بسیار می کند . [5]
 
7.      معایب بنده را مخفی می کند و ظاهر نمی سازد . [6]
 
8.      به بنده قلب سلیم عطا می فرماید و اخلاق او را نیک می گرداند . [7]
 
9.      دنیا را مغبوض بنده اش می سازد ، زیرا دنیا دور کنندهء بنده از خداست . [8]
 
10.او را به حلم و آرامش مزیّن میکند . [9]
 
11.صدق و راستی را به او الهام می کند . [10]
 
12.دانش را بر ذهنش خطور می دهد . [11]
 
13.عبادت نیکو را به او ارزانی می دارد. [12]
 
14.امانت را محبوب بنده می سازد .
 
 
محبت خداوند آنقدر به بندگانش زیاد است که برای ما قابل وصف نیست و بلکه پایانی ندارد .  ما نیز بر اساس فهم و درک ناقص خود و بر اساس آنچه برای ما نقل شده مطالبی را اشاره می کنیم والّا هیچگاه نمی توان در این زمینه حق مطلب را اداء کرد. ( آنچه که درباره عشق و دوستی به خدا قابل ذکر است فناء در محضر اوست و اینکه انسان خود را به او بسپارد. ) در اینجا مناسب است به حکایت زیبائی که مولوی در مثنوی خود آن را  حکایت کرده اشاره شود.
 
عاشقی نزد معشوق خود رفت و خدمت ها و فداکاریهایی را که در راه عشق به او انجام داده بود برشمرد از جمله : انفاق ثروت و مال ، از دست دادن قدرت و نام و دیدن ناکامی ها ، پس از سخنان زیادی که میان آن دو رد و بدل شد عاشق گفت : گذشته ها گذشت ، حال مرا راهنمایی کن که من چه وظیفه ای نسبت به تو که محبوب منی دارم .
 
هر چه فرمایی به جان اِستاده ام          بر خط تو پا و سر بنهاده ام
رخ نگردانم ، نگردم از تو من               بهر فرمان تو دارم جان و تن
 
محبوب به او می گوید : توخیلی کارها انجام داده ای ولی تمام آنچه را که انجام داده ای فرع است و در حقیقت اصل و اساس این امور را انجام نداده ای . محب و دوستدار پرسید : آن اصل و اساس چیست ؟ محبوب گفت : اصل عشق و حب ، نیستی و جان باختن در راه محبوب و معشوق است . البته روشن و واضح است که این نیستی و فناء عین هستی و بقاء است و این مرگ ، عین زندگی جاویدان است و نام عاشق را تا قیامت زنده می سازد .
 
گفت آن عاشق : بگو آن اصل چیست؟            گفت : اصلش مُردنست و نیستی است
گر بمیری زندگی یابی تمام                             نام نیکوی تو ماند تا قیام
 
و لذا محب و عاشق وقتی این سخن را شنید آه سردی کشید و جان سپرد :
 
هم در آن دم شد دراز و جان بداد                 همچو گل درباخت سرخندان و شاد
    ماند آن خنده بر او وقف ابد                      همچون جان و عقل عارف بی کبد
 
به همین جهت است که پیامبر اکرم (ص) بزرگ ترین عاشق و دوستدار حق و خدای متعال می باشد . اوست که همه مشکلات را برای هدایت بندگان به جان خرید و در واقع بیشترین زحمت را برای هدایت و آبادی دل بندگان الهی کشید و همواره صبر پیشه کرد و به مدت 23 سال همهء سختی راه را تحمل کرد . گاهی دیگران به پیامبراکرم (ص) پیشنهاد می کردند که شما کسانی را بیش از حدّ اذیت می کنند و به شما آزار می رسانند را نفرین کن ولی پیامبر عظیم الشأن در جواب می فرمود : « اللهم قومی فانهم لا یعلمون » . جناب مولوی در این زمینه می گوید:
 
با محمد (ص) بود عشق پاک جفت                  بهر عشق او خدا «لولاک» گفت
منتهی در عشق چون او بود فرد                     پس مر او را ز انبیاء تخصیص کرد
گر نبودی بحر عشق پاک را                  کی وجودی دادمی افلاک را
 به خاطر وجود آثار محبت است که قرآن کریم محبت و دوستی نسبت به خدا را حسن و نیکو شمرده و محبوبان خود را معرّفی می نماید و در عین حال محبت غیر خدا را تقبیح نمود و مذموم می شمارد . البته دوستی برخی انسانها و گروهها که بر اساس دوستی و محبت الهی است در اسلام مورد تشویق است . مانند دوستی به رسول اکرم (ص) و اهل بیت (ع) همسر ، فرزندان ، استاد ، مردم و پدر و مادر و دوستان .
 
ولی آنچه که مهم به نظر می رسد این است که دوستی انسانها از آن جهت مورد توجه قرار داده شد که نقش هدایت و کمال به سوی محبوب بالذات را فراهم می سازد و به همین جهت است که خدای متعال محبت و حبّی را که ملاکش بر اساس هوی و هوس باشد مورد نکوهش قرار می دهد زیرا همه آنها زودگذر و مقطعی است و رو به زوال است. و هیچکدام از آنها پایدار نیست ولی هر محبتی که به اذن و اراده او باشد پایداروماندگارخواهدبود.
 


[1] احیاء علوم ادین ج4 ص 304
[2] میزان الحکمه ج2 ص 224 حدیث 3147
[3]  همان . از سخنان حضرت علی (ع)
[4]  همان ص 223 فرمایش امام صادق (ع)
[5]  همان ص 224 فرمایش حضرت رسول اکرم (ص)
[6]  همان ص 223 فرمایش امام صادق (ع)
[7]  همان ص 224 فرمایش حضرت علی (ع)
[9]   همان ص 223 فرمایش حضرت علی (ع)
[10]  همان ص 223 فرمایش حضرت علی (ع)
[11] همان ص 223 فرمایش حضرت علی (ع)
[12] همان ص 223 فرمایش حضرت علی (ع)
[13] همان ص 223 فرمایش حضرت علی (ع)
[14] مثنوی مولوی دفتر ششم
[15] مثنوی معنوی دفتر پنجم بیت 2737 - 2739

 

انتهای پیام/

تلگرام حرف تو
captcha