شناسه خبر: 25170   
تاریخ انتشار: 1396/05/20 09:50
کانال تلگرامی "کلاغ بیسواد" نوشت:
حکایت ماست و خیار ناصر الدین شاهی
حکایت ماست و خیار ناصر الدین شاهی
ناصر الدین شاه بعد از اینکه یک شکم سیر ماست و خیار تناول کردند، فرمان به یک کاسهِ اضافه داد و در حالی‌ که ترید می فرمودند برگشت و به امیرکبیر گفت: « پدر سوخته ها ، رعایای ما چه غذاها می خورند و ما بی‌ خبر بودیم ! هر کس نارضایتی کرد و کفرانِ نعمت، به چوب و فلک ببندینش

به گزارش باشگاه وبلاگ نویسان ایرانی حرف تو کانال تلگرامی "کلاغ بیسواد" نوشت:

 

می گویند در زمان ناصرالدین شاه، روزی امیرکبیر که از حیف و میل سفره های خوراکِ درباری به تنگ آمده بود به شاه پیشنهاد کرد که برای یک روز آنچه رعیت می خورند را میل فرمایند.
شاه پرسید که مگر رعیت ما چه میل می کنند؟


امیر گفت : ماست و خیار…


شاه سر آشپزباشی‌ را صدا زد و فرمان داد برای ناهار فردا ماست و خیار درست کند.


سر آشپزباشی‌ به تدارکات چی دستور تهیه مواد زیر را داد:

 

۱) ماست پر چرب اعلا ۶ من …


۲) خیار نازک و قلمی ورامین ۲ من …


۳) گردوی مغز سفید بانه ۱ کیلو …


۴) پیاز اعلای همدان ۱ من …


۵) کشمش اعلا و مویزِ شاهانی بدون هسته ۱ کیلو …


۶) نان مرغوب مغز دار خاش خاش دارِ دو آتیشه ۳ من …


۷) نعنای باغی اعلا و سبزی‌های بهاری ۱ کیلو! …


۸) و …

 

ناصر الدین شاه بعد از اینکه یک شکم سیر ماست و خیار تناول کردند، فرمان به یک کاسهِ اضافه داد و در حالی‌ که ترید می فرمودند برگشت و به امیرکبیر گفت: « پدر سوخته ها ، رعایای ما چه غذاها می خورند و ما بی‌ خبر بودیم ! هر کس نارضایتی کرد و کفرانِ نعمت، به چوب و فلک ببندینش …!!

 

ماست و خیار ناصرالدین شاهی

 

انتهای پیام/

تلگرام حرف تو
captcha