شناسه خبر: 25087   
تاریخ انتشار: 1396/05/09 12:55
وبلاگ "واقعیت سوسک زده" نوشت:
وحشت از یک آلبوم کپک زده!
وحشت از یک آلبوم کپک زده!
باید قدر لحظات زندگیتان را بدانید که آدم وحشتش میشود که اگر همین الان دست بکار نشود و کار مفیدی انجام ندهد یک قدم به یک البوم کپک زده گوشه یک کمد چوبی نمور نزدیک شده است

به گزارش باشگاه وبلاگ نویسان ایرانی حرف تو وبلاگ "واقعیت سوسک زده" نوشت:

 

هوالباقی

حیفم آمد این شعر  عباس صفاری را که در هفته نامه چلچراغ خواندم و خیلی هم ازش خوشم آمد نیایم و اینجا ننویسم چون یکجوری بر میگردد و بهتان میگوید که باید قدر لحظات زندگیتان را بدانید که آدم وحشتش می شود که اگر همین الان دست بکار نشود و کار مفیدی انجام ندهد یک قدم به یک البوم کپک زده گوشه یک کمد چوبی نمور نزدیک شده است از آن کمدهایی که گوشه و کنارش تار عنکبوت زده و بوی مرگ میدهد و صاحبش لابد یک جایی توی یک قبرستان قدیمی خوابیده و از روی گرد و غباری که روی سنگ قبر گچی و نه گرانیتیش! نشسته میتوان فهمید مدتهاست که از خاطر مردمان زنده زمین پاک شده که البته این اصلا شامل آن آدمهایی که بازماندگانشان بی معرفت از آب در آمده اند، نمی شود!

 

و اما شعر:

در انتظار چه نشسته ای

زمان علف خرس نیست عزیزم

هر ثانیه حرام شده اش را

باید حساب پس بدهی

 

حواست نباشد

همین ساعت لکنته دیواری

به نیش عقربه های تیزش 

تو را و اشتیاق مرا

به اجزای موریانه پسند تبدیل می کند

 

و چشم هایت را می برد

مانند دو تمبر باطل شده قدیمی

 

در آلبومی کپک زده بچسباند 

 

انتهای پیام/

تلگرام حرف تو
captcha