شناسه خبر: 25010   
تاریخ انتشار: 1396/04/24 18:39
کانال تلگرامی "تبیان رسانه ی زندگی" نوشت:
داستان/ شلوار سفید دوست داشتنی
داستان/ شلوار سفید دوست داشتنی
یک شلوار سفید دوست داشتنی داشتم که یک روز ابری پوشیدمش و موقع بازگشت به خانه باران گرفت ... گلی شد و من بی خیال پی اش را نگرفتم

به گزارش باشگاه وبلاگ نویسان ایرانی حرف تو کانال تلگرامی "تبیان رسانه ی زندگی" نوشت:

 

یک شلوار سفید دوست داشتنی داشتم که یک روز ابری پوشیدمش و موقع بازگشت به خانه باران گرفت ... گلی شد و من بی خیال پی اش را نگرفتم به هوای این که هر وقت بشویم پاک می شود ولی نشد ...

بعدها هر چه شستمش پاک نشد؛

حتی یکبار به خشکشویی دادم که بشویند ولی فایده نداشت!!!

آقایی که توی خشکشویی کار می‌کرد گفت:

"این لباس چِرک مرده شده!"

 

گفت: "بعضی لکه ها دیر که شود، می میرند؛ باید تا زنده اند پاک شوند!"

چرک مُرده شد...

 


و حسرت دوباره پوشیدنش را به دلم گذاشت!

 


بعید نیست اگر بگویم دل آدم هم کم ندارد از لباس سفید!


حواست که نباشد لکه می شود؛


وقتی لکه شد اگر پی اش را نگیری، می شود چرک...


به قول صاحب خشکشویی "لکه را تا تازه است، تا زنده است، باید شست و پاک کرد...!"


مواظب دل‌های خودمون و دل‌های همدیگر باشیم.

 

انتهای پیام/

تلگرام حرف تو
captcha