شناسه خبر: 23809   
تاریخ انتشار: 1395/11/25 15:04
وبلاگ " کاملترین وبلاگ ازدواج جوانان" نوشت:
مچ گیری در جلسه خواستگاری
مچ گیری در جلسه خواستگاری
خواسته‌های موردنظر خود را بدون شرم، بازگو کنید: ملاک‌ها، خواسته‌ها، و تفکرهای خود را بدون شرم بیان کنید تا تصمیم شما از روی منطق باشد و زندگی‌تان را با کسی سهیم شوید که بر شما بیفزاید نه این‌که از داشته‌ هایتان بکاهد.

به گزارش باشگاه وبلاگ نویسان ایرانی حرف تو وبلاگ " کاملترین وبلاگ ازدواج جوانان" نوشت:

پرسیدن سوالات معکوس در جلسات خواستگاری
«آدمی دایره نیست که فقط یک کانون داشته باشد؛ بلکه بیضی است و دارای دو کانون، که یک کانونش افعال است و کانون دیگرش افکار» ویکتور هوگو


از جمله ساده ذکر شده می توان دریافت که در بسیاری از موارد و زمینه ها، ما انسانها این توانایی را داریم که برخلاف طرز تفکر و باور قلبی خویش، رفتار کرده و حتی مدتی زندگی کنیم و خودمان را به اطرافیان و دوستان طوری معرفی کنیم، که به واقع این چنین نیستیم. این طرز برخورد و رفتار شاید در رابطه با دوستان و همکاران، مشکلات خاصی را ایجاد نکند و یا زیانهای ایجاد شده ناشی از این مساله، آنقدر شدید نباشد که زندگی اطرافیان ما را دچار مشکلات خاص کند، اما همین نحوه عملکرد و یا گفتار در جلسات خواستگاری و آشنایی دختر و پسر می تواند صدمات گاه جبران ناپذیری به زندگی آنان وارد آورد.


گاه یکی از طرفین (دختر یا پسر) چنان شیفته و مدهوش طرف مقابل خویش می گردد که به هر قیمتی حاضر است با او همراه شود و لذا با همه شرط و شروط ها موافقت می کند و یا هر سئوالی از وی می شود، جوابی مناسب حال طرف مقابل می دهد.


از مجموع خواستگاری کردن، رفتن و آمدن خانواده ها با هم ملاقاتهای دختر و پسربا یکدیگر، سخن گفتن و بررسی کردن معیارهای یکدیگر و هر آنچه که در این زمینه انجام می شود؛ تنها یک مساله، هدف اصلی است و آن این است که هر یک از دختر و پسر با زیرکی و به دور از وسوسه های ظاهری و به دور از چاپلوسی و یا دروغ به این نتیجه برسند که دیگری همان همراه و همراز حقیقی است که همواره در جستجویش بوده است. لذا در این یادداشت سعی خواهد شد روشی از پرسش کردن در جلسه خواستگاری را به شما دختران و پسران جوان بیاموزیم تا بتوانید به شناختی همه جانبه و کامل از یکدیگر برسید.


گاه یکی از طرفین (دختر یا پسر) چنان شیفته و مدهوش طرف مقابل خویش می گردد که به هر قیمتی حاضر است با او همراه شود و لذا با همه شرط و شروط ها موافقت می کند و یا هر سئوالی از وی می شود، جوابی مناسب حال طرف مقابل می دهد


زمانی که دختر یا پسر در جلسات خواستگاری صداقت لازم را با هم داشته باشند، مسلماً در فرآیند شناخت از یکدیگر دچار مشکل نمی شوند و در نهایت در طی چند جلسه به این نتیجه خواهند رسید که مناسب یکدیگر هستند یا خیر؟ اما گاه در مجالس خواستگاری مشاهده می شود که یکی از طرفین به شکلی تعجب برانگیز با تمام ویژگیهای ما همسو است و حتی تمام شرایط ما را می پذیرد. اما براستی اگر تمامی ازدواج ها این گونه شروع شده باشد و تا این حد افراد با هم انطباق داشته اند، پس علل پیدایش این اختلافات و حتی طلاق ها چیست؟ موضوع روشن نیست که آیا واقعاً طرف مقابل چنین می اندیشد و یا برای اینکه ازدواج کند، در تلاش برمی آید تا خود را همگون جلوه دهد.


از طرف دیگر در برخی از موارد ما تمایل داریم نسبت به مساله ای آگاهی یابیم ولی نمی دانیم موضوع را چگونه مطرح کنیم که طرف مقابل دچار سوءتفاهم نشود و برداشت بدی از سئوال ما نکند (به علت حساسیت مساله) و لذا ما سردرگم می شویم که مساله به این مهمی را چگونه مطرح کنیم؟ شیوه برخورد با این مساله چیست؟
طرح کردن سوالات معکوس در بسیاری از زمینه ها مانند جنبه های اعتقادی (نماز خواندن و روزه گرفتن و...)، اشتغال زن، نحوه پوشش زن، دوستی های قبل از ازدواج و... می تواند مورد استفاده قرار گیرد


در پاسخ می توان گفت: شیوه برخورد با چنین مسائلی، استفاده کردن از روش «طرح سئوالات معکوس» است. برای درک این مساله برای شما مثالی می آوریم:

مثلاً شما فردی اهل سفر هستید و حداقل ماهی یکبار باید به یک سفر هر چند کوچک بروید. بنابراین تمایل دارید همسر آینده تان نیز دارای چنین روحیه ای باشد و با شما در سفرها همراه شود. برای اینکه از نظر طرف مقابل تان مطلع شوید و از طرف دیگر می خواهید پاسخ صادقانه ای از ایشان دریافت کنید می توانید بپرسید:


«اگر همسر آینده شما اهل سفر کردن و مسافرت نباشد و در این زمینه با شما همراهی نکند، نظر شما چیست؟»
در صورتیکه طرف مقابل جواب موافق بدهد و چنین برداشت کند که شما اهل سفر کردن نیستید و بگوید که من هم اهل مسافرت نیستم، شما توانسته اید به پاسخ مورد نظرخود دست یابید و حال آنکه اگر سئوال می کردید که آیا شما اهل سفر هستید؟ جواب «بله» می شنیدید و طرف مقابل را به درستی نمی شناختید.


این نوع سئوال کردن را در بسیاری از زمینه ها مانند جنبه های اعتقادی (نماز خواندن و روزه گرفتن و...)، اشتغال زن، نحوه پوشش زن، دوستی های قبل از ازدواج و... می توانید مطرح کنید.


نکته دیگر که باید در نظر داشت این است که گاه طرح سئوال به گونه ای جهت دار است و به شنونده القاء می کند که چگونه پاسخ دهد و یا اینکه پاسخ مشخصی را بدهد؛ مثلاً اگر سئوال شود که «من به نماز اول وقت خیلی اهمیت میدهم و از افراد کاهل نماز خوشم نمی آید. شما چطور؟» طبیعی است که برای ایجاد احساس رضایت در طرف مقابل باید پاسخ بلی داد، هر چند که در واقع چنین نباشد. بنابراین بهتر است این گونه سئوال شود «نظر شما در مورد انجام وظایف دینی مانند نماز خواندن و نخواندن چیست؟» این نحوه سئوال پرسیدن القا کننده نبوده و فرد را وادار می کند نظر شخصی خود را ارائه دهد.


البته معمولاً زمانی که نسبت به صراحت طرف مقابل، دچار تردید باشیم، خوب است که از شیوه دوم طرح سئوال استفاده شود در غیر اینصورت می توانید سئوالات خود را به صورت مستقیم و سرراست مطرح کنید. ولی در هر حال استفاده از شیوه های پرسیدن «معکوس و یا بی جهت» می تواند به اطمینان بخشی بیشتری بینجامد و لااقل در انتخاب خود تردید کمتری داشته باشید.
                                                                    مریم عطاریان- بخش خانواده و زندگی

گفت ‌و گوی خواستگارانه چگونه است؟

در این مقاله، راه‌کارهایی برای جوانانی که قصد ازدواج دارند، ارائه گردیده که با توجه به آن و البته با قراردادن آن در متن زندگی خود به گفت‌‌وشنودی منطقی در نشست خواستگاری بپردازند:
- به‌صورت کلی از خود، گذشته و حال خویش صحبت کنید و از همسر احتمالی خود نیز تقاضا کنید که به‌طور متقابل از خود بگوید. (به جزئیات نپردازید.)
اولین نمایی که یک فرد از خود می‌دهد، تصویری است که او از خود دارد، ببینید آیا این تصویر را می‌پسندید؟ آیا میان گذشته و حال او تغییری مثبت مشاهده می‌کنید و آیا این تصویر با آن‌چه شما از او در ذهن دارید و از همسر آینده‌تان انتظار دارید، مطابقت دارد؟

- از او سؤال کنید که هدفش از ازدواج چیست؟

ازدواج، یک تعامل چندجانبه است و هدف فردی را جوابگو نیست. اگر مرد یا زنی فقط برای فرار از تنهایی، امرار معاش و یا نیاز جنسی و... به ازدواج تن دهد، در راه پرخطری گام نهاده است. او به‌طور دقیق باید بداند که همسرش، دوست او نیست و فراتر از یک دوست و یا یک حمایت‌کننده‌ی مالی در زندگی‌اش ارزش دارد.

- احساس مسؤولیت‌پذیری او را بسنجید:

می‌توانید با سؤال‌هایی در ارتباط با خانواده و یا دوستان و همکارانش و این‌که در چه مواقعی با آنان بیش‌تر ارتباط دارد (شادی یا غم) آگاه شوید که او نسبت به کسانی که دوست‌شان دارد تا چه حد احساس مسؤولیت می‌کند و در مواقع اضطراری، اولویت‌ها را برای خود درنظر می‌گیرد یا عزیزانش؟ این سؤال را از خود نیز بپرسید.

بهتر است از طرح پرسش‌های کلی خودداری کنید. پرسش‌های کلی اغلب شما را به هدف نمی رساند. دریافت پاسخ‌های کلی در برابر سوالات کلی چشم انداز روشنی به شما نمی دهد ورفتارها و ویژگی‌ها در ابهام باقی می‌ماند. به عنوان یک اصل اساسی, مهم این است که شما ابعاد زندگی و میزان اهمیت هر بعد را برای خود سطح بندی کنید.

- اعتماد او را به جامعه و اطرافیانش بررسی کنید:

شک، بدبینی و بی‌اعتمادی، پایه‌های لرزانی را در زندگی زناشویی بنیان می‌نهند. دیدگاه خوش‌بین و امیدوارانه به آینده، زیربنایی برای تلاش مداوم است. پنجره‌ی نگاه او را نسبت به جامعه و اطرافیانش ارزیابی نمایید. آنانی که از سرنوشت گله دارند، درحقیقت از خود گله‌مندند و نمی‌توانند نسبت به اطرافیان خویش، خوش‌بین باشند.

- هماهنگی‌‌های سلیقه‌ای همدیگر را مقایسه کنید:

زندگی مشترک، نیاز به همکاری، هم‌فکری و همدلی دارد که در صورت درک متقابل، امکان‌پذیر می‌باشد. برای این هم‌آوایی، بهتر است که به‌صورت نسبی، سلیقه‌های‌تان در یک راستا باشد. پس سلیقه‌های خود را بازگو و نظرهای او را جویا شوید.

- از وضعیت اقتصادی همسر احتمالی‌تان آگاه شوید:

از مهم‌ترین موارد مشکل‌زا در روابط زوج‌ها، عدم شناخت کافی از وضعیت مالی یکدیگر می‌باشد. مهم این است که از هم‌اکنون بدانید که در آینده، خود را باید در چه سطح اقتصادی قراردهید تا قصری خیالی برای خود تصور نکنید. در رابطه با این گزینه، به‌گونه‌ای شفاف گفت‌وگو کنید. مهم این است که وضعیت مالی همسر شما اکنون در چه سطحی است نه در آینده.

- نظر او را در ارتباط با تشریک مساعی جویا شوید:

اگر کسی که با او ازدواج می‌کنید، دیدگاهی افقی به شما داشته باشد و از بالا به شما نگاه نکند، از شما در کارهایش مشورت خواهد گرفت و شما در شادی‌ها و مشکل‌های یکدیگر سهیم می‌شوید و نسبت به نظرهای همدیگر جبهه‌گیری نمی‌کنید.

¨ انعطاف پذیری :
این بند هم بسیار مهم است, ما باید با طرح سوالاتی متوجه بشویم این فرد چقدر انعطاف پذیر است و می‌تواند تغییرات را قبول کند.

به این سوال توجه کنید: ما آماده شده ایم که راس ساعت 18 به یک مسافرت برویم, ناگهان تلفن زنگ می‌زند و یکی از اقوام که از شهرستان آمده, خواهان آدرس دقیق منزل ما است که به میهمانی ما بیاید, در این هنگام شماچه کار می‌کنید؟

شیوه پاسخگویی به این سوال مهم است نه خود جواب. اگر فرد بگوید:"به آنها می‌گوییم برنامه مسافرت داریم و نمی توانیم در خدمت شما باشیم." نشانه انعطاف ناپذیری است. اگر فرد بگوید:" به آنها می‌گوییم قدمتان روی چشم بفرمایید." این هم نشانه انعطاف ناپذیری است. درحالی که فرد منعطف به راه‌های دیگر به غیر از بلی یا خیر نیز توجه دارد. برای مثال می‌گوید:" باید ببینیم سفر ما چقدر اهمیت دارد؟ آن فامیل کیست؟ ضرورت میهمانی آمدن او چیست؟ اهمیت رفتن به این سفر برای ما چقدر است؟" یعنی بررسی همه جوانب.

صفات شخصی و روانی:
افسردگی, پرخاشگری, اضطراب, وسواس, سوءظن, زودرنجی, کج خلقی, تنهایی, ترس‌ها, سابقه‌های بستری و درمانی و ... جزو مهم ترین مسایلی است که باید بررسی شود. بهتر است با نشانه‌های این اختلالات آشنا باشید و با سوال و دقت در نشانه‌ها اگر مشکلی وجود دارد به آن پی ببرید. همچنین صفاتی مانند خسیس بودن(حسابگر), ولخرج بودن(دست و دل باز), بی خیال بودن(اجتماعی بودن), منزوی و بی علاقه به تفریح بودن(اهل تفکر و مطالعه بودن), پیگیر بودن(سمج), سهل انگار بودن(سخت گیر نبودن), و...جزو مسایلی است که می‌تواند با مثال‌های عملیاتی پرسیده شود. برای مثال از او سوال کنید شما بیشتر حسابگر هستید یا دست و دل باز؟ تا فرد هر کدام را انتخاب کرد احساس بدی نداشته باشد.

- درباره‌ی کسانی که برای شما و او مهم‌اند، با یکدیگر صحبت کنید:

اگر در آغاز زندگی مشترک، اهمیتی که برای خانواده و دوستان خود به نسبت اولویت قائل‌اید را مطرح کنید، در طول زندگی از روابط صمیمانه‌ی او با گروهی از افراد نخواهید رنجید. حد و حدود این اهمیت را سؤال کنید و درباره‌ی خود نیز اولویت‌های‌تان را مطرح کنید.

میزان استقلال یا وابستگی فرد
مثال‌هایی فرضی بزنید که برای مثال شما دوست دارید در شهر دیگری زندگی کنید و نظر او را جویا شوید؟ سوال‌های فرضی مطرح کنید که مادر و پدر شما یا پدر و مادر وی توصیه ای به شما دارند, شما باید چگونه با آنها برخورد کنید. یا سوال‌هایی از این قبیل: فکر می‌کنید هر چند روز یکبار باید به خانواده‌هایمان یا اقوام خود سر بزنیم؟

- حریم‌شناسی و احترام را در رفتار او جست‌وجو نمایید:

احترام زوج‌ها در زندگی برای یکدیگر و عدم حرمت‌شکنی، مانع کدورت‌های کوچک خواهد شد. آجرهای بی‌احترامی را اگر به سمت یکدیگر نشانه‌‌ بگیرید، پس از مدتی خانه‌ای وسیع از کینه و دلسردی ساخته خواهد شد. باید پذیرفت که هر انسانی، منحصربه‌فرد است و حریم خود را دارد. از او دامنه‌ی اعتدال حرمت را برای همسرش سؤال کنید و خود نیز در این مورد نظر دهید.

- نظر او را در مورد پیشرفت و رشد در طول زندگی سؤال کنید:

همسران می‌بایستی بستر نرم و مناسبی برای رشد و پیشرفت روزافزون یکدیگر باشند تا به موازات یکدیگر تعالی یابند و راکد نمانند. گاه لازم است که یکی از زوج‌ها به ادامه‌ی تحصیل، یادگیری هنر و یا زندگی در شهری دورافتاده بپردازد، همراهی در این مواقع، ضروری است.

- خواسته‌های موردنظر خود را بدون شرم، بازگو کنید:

اگر ازدواج در این مقطع سرنگیرد، بهتر از این است که در مرحله‌های بعدی، وقتی هزینه‌های عاطفی و اقتصادی بسیاری برای آن انجام شد، به‌هم بخورد. ملاک‌ها، ارزش‌ها، خواسته‌ها، توقع‌ها و تفکرهای خود را بدون شرم بیان کنید تا تصمیم شما از روی منطق باشد و زندگی‌تان را با کسی سهیم شوید که بر شما بیفزاید نه این‌که از داشته‌های‌تان بکاهد.
__________________

👇👇👇
harfeto_ir@

 

 

انتهای پیام/

تلگرام حرف تو
captcha