شناسه خبر: 23490   
تاریخ انتشار: 1395/10/16 19:19
وبلاگ "محجبه" نوشت:
روزگاری شهر ما ویران نبود / دین فروشی اینقدر ارزان نبود
روزگاری شهر ما ویران نبود / دین فروشی اینقدر ارزان نبود
ناگهان این شهر ما بی درد شد / آتش غیرت درونش سرد شد حال، راز ها در شهر قصه چپ شده / پوشش خاکی ، لباس رپ شده

به گزارش باشگاه وبلاگ نویسان ایرانی حرف تو وبلاگ "محجبه" نوشت:

 

صحبت از موسیقی عرفان بود / هیچ صوتی بهتر از قرآن نبود

دختران را بی حجابی ننگ بود / رنگ چادر بهتر از هر رنگ بود

دختر با حجب و حیا ، قرتی نبود / خانه فرهنگ ، کنسرتی نبود
 

 

مرجعیت مظهر تکریم بود / حکم او عالمی را تسلیم بود

یک سخن بود و هزاران مشتری / آن هم از لوث قرائت ها بری

وای که در سالهای سیاهه دوهزار / کار فرهنگی شده پخش نوار

ذهن صاف نوجوانان محل / پر شده از فیلم های مبتذل

 
 

پشت پا بر دین زدن آزادگیست / حرف حق گفتن عقب افتادگیست

آخر ای پرده نشین فاطمه / تو برس بر داد دین فاطمه

بی تو منکر ها همه معروف شد / کینه توزی با ولی مکشوف شد

در به روی رشوه گیران باز شد / دشمنی با نائبش آغاز شد

بی تو دلهامان به جان آمد بیا / کاردها بر استخوان آمد بیا


گوش کن اینک نوای جنگ را / قصه ای از شهر بعد از جنگ را

قصه ی پرسوز تاب و التهاب / قصه ای تلخ و سراسر اضطراب

قصه شهری که غرق درد بود / آتش شهوت درونش سرد بود

شهر ما شب های خیبر یاد داشت / رمز یا زهرا و حیدر یاد داشت

شهر ما همت درون سینه داشت / با شهادت انس از دیرینه داشت

شهر ما روح خدا در دست داشت / صد هزاران عاشق سرمست داشت

 

ناگهان این شهر ما بی درد شد / آتش غیرت درونش سرد شد

حال ، راز ها در شهر قصه چپ شده / پوشش خاکی ، لباس رپ شده

دیگر از جبهه در ین جا رنگ نیست / دیگر آن حال و هوای جنگ نیست

یا خمینی ای خلیل بت شکن / خیز و بنگر فتنه های شهر من

جبهه و یاران من گم گشته اند / غرق در نسیان مردم گشته اند

پس چه شد یاد پرستوهای جنگ؟ / یاد جبهه یاد آن خونین تفنگ

شهر من حجب و حیایت پس چه شد؟ / ناله مهدی بیایت پس چه شد؟

ای بسیجی کو صفای جبهه ها ؟ / کفر نگویم کو خدای جبهه ها ؟

ای جماعت ناله ام را بشنوید / درد چندین ساله ام را بشنوید

ای شما آن سوی آتش رفتگان / ای شما آغوش لیلا خفته گان

بنگرید این لکه های ننگ را / فتنه های شهر بعد از جنگ را

جنگ رفت و شهر ما تاریک شد / راه وصل عاشقان باریک شد

شما رفته و مردم ریایی شدند / و بر خی دگر شیمیایی شدند

نه آن شیمایی که در جنگ بود / نه آن گاز سمی که بی رنگ بود

همانانی که رنگ ریا می زنند / و بر سینه سنگ خدا میزنند

همانانی که یادی زبن می کنند / فضا را پر از ادکلن می کنند

همانانی که در بی حجابی تک اند / سزاوار یک قبضه نارنجکند

 

به سنگ تهاجم محک می شوند / و مثل عروسک بزک میشوند

از اینها بپرسد که طلائیه کجاست / شلمچه حلبچه فاو و مریوان کجاست؟

از اینها بپرسید همت کیست ؟ / از این ها بپرسید باکری که بود ؟

از این ها بپرسید که بابایی که بود؟ / رجایی حسنپور اللهیاری که بود ؟

کسی فکر گلهای این باغ نیست / کسی مثل آن روزهای داغ نیست

همه ناگهان عافیت خو شدند / و یک شب از این رو به آن رو شدند

کسی بر شهیدان سلامی نگفت / رضای خدا را کلامی نگفت

بیایید که مردم بهتر شویم / در این آبشار خدا تر شویم

بیایید تجدید پیمان کنیم / نگاهی به قبر شهیدان کنیم

 

انتهای پیام/

تلگرام حرف تو
captcha