شناسه خبر: 23071   
تاریخ انتشار: 1395/08/28 04:37
وبلگ "حدیث عشق" نوشت:
حمایت خدا در شب عملیات
حمایت خدا در شب عملیات
وقتی از شناسایی بر می گشتیم به محمود گفتم: این برگ های بلوط که توی راهمونه، فردا شب ممکنه کار دستمون بده ها،...

به گزارش باشگاه وبلاگ نویسان ایرانی حرف تو حرف لر به نقل از وبلاگ حدیث عشق نوشت:

وقتی از شناسایی بر می گشتیم به محمود گفتم: این برگ های بلوط که توی راهمونه، فردا شب ممکنه کار دستمون بده ها،

لبخند معنی داری زد و گفت: این دیگه دست ما نیست، کس دیگه ای عملیات رو هدایت می کنه.

شب عملیات، دلهره همه ی وجودم را گرفته بود. فکر عبور چند گردان سیصد نفره از روی برگ های خشک، عذابم می داد. آسمان صاف بود و پرستاره، نور مهتاب همه جا را روشن کرده بود. زدن به خط دشمن، آن هم زیر نور جاده خودکشی بود. هنوز از خط خودی فاصله نگرفته بودیم که توده ای از ابرهای سیاه، آسمان منطقه را یکدست تاریک کرد و به دنبال آن رعد و برق و باران شروع شد. حالا دیگر نه نگران عبور از روی برگهای خشک بودم، نه دلواپس نور مهتاب و دید عراقی ها.

شهید محمود کاوه

captcha