شناسه خبر: 11685   
تاریخ انتشار: 1395/04/23 23:11
ناگهان چقدر زود دیر می شود
ناگهان چقدر زود دیر می شود
تا نگاه می کنی وقت رفتن است ، باز هم همان حکایت همیشگی پیش از آنکه با خبر شوی لحظه ی عزیمت تو ناگزیر می شود ، ناگهان چقدر زود دیر می شود...

به گزارش باشگاه وبلاگ نویسان ایرانی حرف تو به نقل از شبکه اشتراک لینک توبنویس ؛ وبلاگ گاه نوشت نوشت:
بازدید قبلی ، وقتی کنارش نشستم شروع کرد دردو دل کردن. مثل هر سالمند دیگه ای یه دل پر حرف داشت. تنها خواسته ش یه جفت گوش برای شنیدن بود. مهربون بود و گرچه گذر عمر ، رد پاهای عمیقی تو چهره ش بجا گذاشته بود اما چشاش پر از مهر مادرانه بود و البته دلتنگ بچه هاش!

گفت بمون مادر برات قصیده مشکل گشا بخونم، حدیث کسا رو هم بلدم. من اما به ساعتم نگاه کردم که عقربه هاش طبق معمول در حال سبقت بودن! گفتم یه روز زودتر میام که هر دوتا رو برام بخونی. پرسیدم: بی بی چیزی نمیخوای برات بیارم؟

به تنها خواسته اش که یه جفت گوش برا شنیدن بود نرسیده بود؛ به یه خواهش کوچیکتر اکتفاکرد.

مقررات مرکز مجابش می کرد با احتیاط و دور از چشم پرسنل ، آهسته تو گوشم بگه :

"دلم یه دیگ آبگوشت پر نخود میخواد"

گفتم : به روی چِشَم بی بی .خودم دفه بعد برات یه دیگ آبگوشت پر نخود میارم.

- کی میای؟

- همین روزا . همین امروز فردا میام دوباره.

و اون برام دعا کرد.دعاهای خوب . دعاهای قشنگ : الهی عاقبت به خیر شی مادر. الهی محتاج دوا و دکتر نشی .الهی...

و من اومدم خونه. قولم یادم بود و برام مهم بود که بش عمل کنم.اما فرداش نشد برم. پس فردا هم نرفتم.سه روز بعدش هم نشد.هفته ی بعد نیز...ماه بعد هم ...اما قولم هنوز یادم بود .

.

.

.

.

گرچه با چند ماه تأخیر ، اما بالاخره رفتم . و خوشحال از اینکه سرانجام به عهدم وفا کردم

اما

حالا که من "اومده بودم" ، بی بی "رفته بود"

حالا که دست من "پر بود" ، جای بی بی "خالی بود"

گویا از انتظار تو این دنیای بی وفا و آدمای سست عهدش خسته شده بود و دنیایی دیگه رو برای خوندن حدیث کساء انتخاب کرده بود.دنیایی که توش نه مشکلی هست تا بخواد "مشکل گشا" بخونه و نه برای یک غذای مختصر ماهها چشم انتظاری بکشه...





حرفهای ما هنوز نا تمام

تا نگاه می کنی وقت رفتن است

باز هم همان حکایت همیشگی

پیش از آنکه با خبر شوی

لحظه ی عزیمت تو ناگزیر می شود

ناگهان چقدر زود دیر می شود...

 

انتهای پیام/

تلگرام حرف تو
captcha